راه‌هایی برای موفقیت بیشترتصوير اصلي را ببينيد

ایده‌های خلاقانه، نیاز به پرورش و باور ذهنی دارد. افراد باید برای خلاق بودن، روش‌هایی داشته باشند و با توجه به این روش‌ها، ایده‌های خود را پیش ببرند و به نتیجه برسانند.

 نسبت به رشد خلاقیت متعهد باشید

نخستین گام این است که خود را به طور کامل وقف رشد و توسعه توانایی‌های خلاقانه خود کنید. از تلاش دست برندارید. هدف‌گذاری کنید، روی کمک دیگران حساب باز کنید و برای رشد مهارت‌های خود، زمانی را در هر روز کنار بگذارید.

 خبره شوید

یکی از بهترین راه‌ها برای رشد خلاقیت، خبره شدن در آن حوزه است. با داشتن درک عمیق از موضوع، بهتر قادر خواهید بود که به تفکر درباره راه‌حل‌های ابتکاری و نوآورانه برای مسائل بپردازید.

 برای کنجکاوی خود ارزش قائل شوید

یکی از موانع متداول بر سر راه خلاقیت، کم‌توجهی به کنجکاوی است. هنگامی که کنجکاوی شما نسبت به چیزی برانگیخته می‌شود به جای آن‌که خود را سرزنش یا توبیخ کنید، به تحسین خود بپردازید و به خود پاداش دهید. رشد انگیزه‌های درونی بسیار اهمیت دارد. این باور را در خود تقویت کنید که خلاقیت به خودی خود ارزشمند است حتی اگر به دستاورد خاصی منجر نشود.

 خطرپذیر باشید

برای تقویت مهارت‌های خلاقانه خود، باید آماده خطرپذیری باشید. ممکن است تلاش‌های شما همیشه به موفقیت نینجامد اما مطمئن باشید تقویت استعدادهای خلاقانه و دستیابی به مهارت‌های تازه در آینده به دردتان خواهد خورد.

 به خود اعتماد داشته باشید

بی‌اعتمادی به توانایی‌ها، مانع خلاقیت می‌شود. پیشرفت‌هایی که به دست آورده‌اید را ثبت کنید، از تلاش‌های خود خشنود باشید و همیشه در صدد یافتن راهی برای تحسین خلاقیت خود باشید.

 زمان لازم را برای خلاقیت در نظر بگیرید

اگر زمان لازم و کافی را برای رشد استعدادهای خلاقانه خود اختصاص ندهید، در این کار موفق نخواهید شد. در هر هفته زمانی را برای تمرکز روی یک نوع پروژه خلاقانه کنار بگذارید.

 نگرش‌های منفی را کنار بگذارید

بر اساس یک مطالعه پژوهشی
ادامه نوشته

 

تفكر خلاق

منظور از تفكر خلاق، توانايي توليد‌ و خلق افكار، راه‌حل‌ها و اهد‌اف جد‌يد‌ است. هد‌ف اصلي د‌ر اين تفكر آن است كه براي مشكل يا موقعيت مورد‌نظر راه‌حل‌هاي متعد‌د‌ و فراوان انتخاب كنيد‌ و اگر يك راه‌حل مؤثر و مفيد‌ نبود‌، به سراغ راه‌حل بعد‌ي برويد‌ و اگر آن هم مفيد‌ نبود‌، به سراغ راه‌حل د‌يگر. د‌ر حالي كه اگر فرد‌ د‌و يا سه راه‌حل د‌اشته باشد‌ و آنها مؤثر نباشند‌، فرد‌ به سرعت به بن‌بست و د‌رماند‌گي مي‌رسد‌ (د‌يد‌گاه تونلي) و نااميد‌ي و افسرد‌گي نيز به نوبه خود‌ به راحتي مي‌توانند‌ به بزهكاري، اعتياد‌ و... ختم شوند‌.

براي انجام بهتر تفكر خلاق اصولي را بايد‌ رعايت كرد‌:  

1ـ هر نوع تصميم‌گيري و اقد‌امي را عقب بيند‌ازيد‌ تا به خوبي فكر كنيد‌.

2ـ ذهن خود‌ را آزاد‌ بگذاريد‌. هر نوع سانسور و كنترلي را از ذهن‌تان برد‌اريد‌. د‌ر اين صورت افكار جد‌يد‌ و تازه‌اي به ذهن مي‌آيند‌ كه د‌ر شرايط موجود‌ و معمولي اصلاً به ذهن خطور نمي‌كنند‌ (روش بارش ذهني).

3ـ تا آن جا كه مي‌توانيد‌، سعي كنيد‌ راه‌حل‌هاي بيشتري به ذهن بياوريد‌. هرچه تعد‌اد‌ راه‌حل‌ها بيشتر باشد‌، قد‌رت انتخاب و احتمال موفقيت شما بيشتر خواهد‌ شد‌.

4ـ تعد‌اد‌ راه‌حل‌ها مهم‌تر از كيفيت آنهاست (حد‌ود‌ 50 راه‌حل). مهم نيست كه راه‌حل‌هاي شما مثبت و سالم باشند‌، راه‌حل‌هاي منفي را هم مطرح كنيد‌؛ چون به كاهش سانسورهاي ذهن شما كمك مي‌كند‌. د‌ر تفكر معمولي از افراد‌ خواسته مي‌شود‌ كه فقط به راه‌حل‌هاي مفيد‌ و مثبت بيند‌يشند‌ و آنها را مطرح كنند‌ ولي د‌ر تفكر خلاق عقيد‌ه بر آن است كه حتي د‌ر راه‌حل‌هاي منفي هم مي‌توان نكات مثبت و مفيد‌ي يافت.

د‌ر واقع د‌ر ابتد‌ا با استفاد‌ه از تفكر خلاق، راه‌حل‌هاي فراواني را به د‌ست مي‌آوريم و د‌ر مرحله بعد‌ با استفاد‌ه از تفكر نقاد‌انه، همه راه‌حل‌ها را ارزيابي مي‌كنيم. هر يك از راه‌حل‌ها د‌ر صورت مضر بود‌ن، به راحتي حذف خواهند‌ شد‌.

چگونه می توان بر دیگران نفوذ کرد                           

 اصول دوستیابی و نفوذ بر دیگران و رهبری مؤثر به قرار زیر است:

 ۱- صادق باشید.

 ۲- در دیگران انگیزه ایجاد کنید.

 ۳- ذاتاً به دیگران علاقه مند باشید.

 ۴- همیشه حتی در هنگام مشکلات و سختی ها خنده رو باشید.

 ۵- به یاد داشته باشید که نام هر فردی زیباترین و مهمترین کلمه است.

 ۶- شنونده خوبی باشید. دیگران را تشویق کنید در مورد خود صحبت کنند.

 ۷- براساس علایق دیگران صحبت کنید.

 ۸- طوری رفتار کنید که دیگران احساس کنند مهم هستند و هر کاری که از دستتان بر می آید صادقانه برایشان انجام دهید.

 ۹- بهترین راه موفقیت در بحث، اجتناب از آن است.

 ۱۰- به ?نظر? دیگران احترام بگذارید. هرگز نگویید "اشتباه می کنید"

 ۱۱- اگر اشتباه کردید، سریع و صادقانه آن را بپذیرید.

 ۱۲- دوستانه صحبت کنید.

 ۱۳- طوری صحبت کنید که طرف مقابل همیشه در پاسخ تان "بله" بگوید.

 ۱۴- اجازه دهید طرف مقابل بیشتر صحبت کند.

۱۵- اجازه دهید طرف مقابل احساس کند از شما برتر است.

 ۱۶-  صادقانه همه چیز را از نگاه طرف مقابل ببینید.

 ۱۷- با عقاید و آرزوهای مثبت و سازنده دیگران همراه شوید.

 ۱۸- با افراد مثبت و انگیزه دهنده دوست باشید.

 ۱۹- عقایدتان را به دیگران تحمیل نکنید.

 ۲۰- خود را با علائم غیرکلامی طرف مقابل هماهنگ کنید.

 ۲۱- صادقانه از دیگران تعریف کنید.

 ۲۲- اشتباهات دیگران را غیر مستقیم تذکر دهید.

 ۲۳- قبل از انتقاد از دیگران در مورد اشتباهاتتان صحبت کنید.

 ۲۴- به جای دستور صریح، سؤال کنید.

 ۲۵- در دیگران احساس امنیت ایجاد کنید.

 ۲۶- هر پیشرفت جزیی و هر نکته مثبتی را تحسین کنید.

 ۲۷- مشوق باشید و بکوشید اشتباه دیگران را آسان و قابل اصلاح نشان دهید.

 ۲۸- بگذارید افراد از انجام پیشنهادات شما خوشحال شوند.

 ۲۹- اگر برای کسی کاری انجام می دهید، انتظار جبران نداشته باشید.
 

 

آلفرد آدلر (۱۹۳۷-۱۸۷۰) از روانشناسان بنام اتریشی بود

آدلر معمولاً به عنوان نخستین پیشگام گروه روانشناسی اجتماعی در روانکاوی تلقی می‌شود، زیرا در ۱۹۱۱ از فروید جدا شد. او نظریه‌ای را تدوین کرد که «علایق اجتماعی» در آن نقش عمده‌ای را ایفا می‌کند و او تنها روانشناسی است که یک گروه چهار نفری تشکیل داد که به نام او نامیده می‌شود

 ویرایش زندگی آدلر

آدلر در یک خانواده ثروتمند که در حومه وین، اتریش، زندگی می‌کردند به دنیا آمد. کودکی او با بیماری، حسادت برادر بزرگ‌تر و طرد شدن از سوی مادرش مشخص شده بود. او خود را شخصی زشت و کوچک اندام تلقی می‌کرد. آدلر نسبت به پدرش بیش از مادرش احساس نزدیکی می‌کرد و شاید مانند یونگ، بعدها به این دلیل با مفهوم عقده ادیپ مخالفت کرد که در تجارب دوره کودکی‌اش انعکاسی نداشت. آدلر در کودکی با جدیت تمام کار می‌کرد تا نزد همسالانش محبوبیت به دست آورد و به تدریج که بزرگ‌تر شد، به احساس عزت نفس و پذیرش از سوی دیگران دست یافت که در میان افراد خانواده‌اش سراغ نداشت

آدلر در ابتدا دانش‌آموز ضعیفی بود، به اندازه‌ای ضعیف که معلمی به پدرش گفت که این پسر برای هیچ شغلی جز شاگرد کفاشی مناسب نیست. اما آدلر با پشتکار و فداکاری خود را از پایین‌ترین سطح کلاس بالا کشید. هم از نظر اجتماعی و هم از نظر تحصیلی سخت تلاش کرد تا بر عقب‌ماندگی‌ها و حقارت‌هایش غلبه کند و بدین‌ترتیب برای نظریه آینده‌اش دایر بر اینکه شخص باید نقاط ضعفش را جبران کند نمونه‌ای شد. توصیف احساس‌های حقارت، که بعدها بخش اصلی نظام او را تشکیل داد، بازتاب مستقیم تجارب اولیه خود اوست، دینی که آدلر آزادانه به آن اعتراف کرد

آدلر در چهار سالگی، هنگامی که از دست و پنجه نرم کردن با ذات‌الریه‌ای که او را تا دم مرگ برده بود بهبودی حاصل کرد، تصمیم گرفت پزشک شود. درجه دکتری پزشکی خود را در ۱۸۹۵ از دانشگاه وین دریافت کرد. پس از گرفتن تخصص چشم‌پزشکی و سپس اشتغال در پزشکی عمومی، به روانپزشکی روی آورد. در ۱۹۰۲ شرکت در نشست‌های بحث گروهی هفتگی فروید را به عنوان یکی از چهار عضو مجاز آغاز کرد. گرچه از نزدیک با فروید کار می‌کرد، رابطه شخصی با یکدیگر نداشتند. یکبار فروید گفته بود که آدلر حوصله‌اش را سر می‌برد

آدلر در چند سال بعد نظریه‌ای درباره شخصیت تدوین کرد که از بسیاری جهات با نظریه فروید تفاوت داشت و تأکید فروید بر عوامل جنسی را آشکارا مورد انتقاد قرار داد. در ۱۹۱۰ فروید ریاست انجمن روانکاوی وین را به نام او کرده بود تا اختلافات فزاینده بین آن دو از میان برداشته شود، اما در ۱۹۱۱، انشعاب اجتناب‌ناپذیر کامل شد. این انشعاب تلخ بود. بعدها آدلر فروید را کلاهبردار توصیف کرد و روانکاوی او را «کثیف» خواند [۱]. فروید از آدلر به عنوان «نابهنجار» و «دیوانه شهرت» یاد می‌کرد

آدلر در جنگ جهانی اول به عنوان پزشک در ارتش خدمت کرد و پس از آن کلینیک‌های راهنمای کودکان را در مدارس وین سازماندهی کرد. در سال‌های دهه ۱۹۲۰ نظام روانشناسی اجتماعی وی که خود آن را روانشناسی فردی می‌نامید پیروان زیادی پیدا کرد. در ۱۹۲۶ آدلر نخستین بازدید از چندین بازدید خود از آمریکا را انجام داد و هشت سال بعد به استادی روانشناسی بالینی در دانشکده پزشکی لانگ‌آیلند (نیویورک) منصوب شد. وی درحالی که برای ایراد سخنرانی پر حرارت در سفر بود، در آبردین، اسکاتلند درگذشت

فروید در پاسخ به نامه دوستی که مرگ آدلر به شدت متأثرش کرده بود نوشت، «من معنای دلسوزی شما برای آدلر را نمی‌فهمم. برای یک پسر یهودی که از حومه وین خارج می‌شود مرگ در آبردین به خودی خود یک موقعیت بی‌سابقه و دلیلی است بر اینکه تا چه اندازه پیش رفته‌است. دنیا در برابر مخالفتش با روانکاوی پاداش خوبی به او داد»